مشارکت در منافع بهره وری Gainsharing
Gainsharing مشارکت در منافع بهره وری یک رویکرد مدیریتی است که با مشارکت مستقیم کارکنان در رشد و اتقای بهرهوری و کاهش هزینهها که بخشی از منافع حاصل را به آنها بازمیگرداند. این رویکرد با ایجاد انگیزه، فرهنگ مشارکت و شفافیت، میتواند به رشد پایدار کسب و کار کمک کند.
در ادامه مزایای بکارگیری این رویکرد و مقایسه با سایر رویکردها تشریح شده است.
مشارکت در منافع بهره وری Gainsharing
تفاوت مشارکت در منافع بهره وری Gainsharing و سهم بری از سود Profit Sharing
- در رویکرد Profit Sharing، پاداش بر اساس سود کل شرکت محاسبه میشود و عواملی خارج از کنترل کارکنان مانند نوسانات بازار یا قیمت مواد اولیه بر آن تاثیرگذار است.
- در رویکرد مشارکت در منافع بهره وری Gainsharing بر شاخصهای عملکرد داخلی مثل کاهش ضایعات، بهینهسازی فرآیندها و افزایش بهرهوری تمرکز دارد در صورتی که تیم عملکرد بهتری داشته باشد بدون وابستگی به عوامل بیرونی، پاداش افزایش خواهد یافت.
مزایای اجرای Gainsharing
- افزایش انگیزه و حس مالکیت در کارکنان
- بهبود کیفیت محصولات و خدمات
- کاهش هزینهها و اتلافات
- بهبود ارتباطات درون سازمانی و اعتماد بین مدیریت و تیم
روشهای مختلف Gainsharing
مدل Scanlon
- مدل Scanlon یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین روشهای Gainsharing است که نخستین بار در دهه ۱۹۳۰ توسط Joseph Scanlon در صنایع تولیدی آمریکا معرفی شد. هدف اصلی این مدل، ایجاد یک فرهنگ مشارکتی در سازمان است که در آن کارکنان نه تنها وظایف روزمره خود را انجام میدهند، بلکه بهطور فعال در شناسایی فرصتهای بهبود و کاهش هزینهها مشارکت میکنند.
- این مدل بر همکاری تیمی و پیشنهادهای کارکنان تمرکز دارد. ایدهها برای کاهش هزینهها یا بهبود فرآیند مطرح ئر کمیتههایی بررسی و ارزیابی و اجرا میشوند، سپس منافع حاصل بین کارکنان و سازمان تقسیم میگردد.
مدل Rucker
- بهرهوری از طریق نسبت «ارزش افزوده» به کل هزینههای نیروی کار سنجیده میشود. هرچه ارزش افزوده بیشتر باشد، سهم کارکنان از منافع افزایش مییابد.
مدل Improshare
- در این مدل improved productivity through sharing شاخص اصلی زمان کار استاندارد برای تولید یک محصول یا انجام یک خدمت است. اگر تیم بتواند کار را در زمانی کمتر از استاندارد و بدون کاهش کیفیت انجام دهد، صرفهجویی زمانی به ارزش پولی تبدیل شده و میان کارکنان و سازمان تقسیم میشود.
مدلهای ترکیبی
برخی سازمانها با ترکیب ویژگیهای مدلهای مختلف، برنامهای متناسب با شرایط خاص خود ایجاد مینمایند.
انتخاب مدل مناسب
انتخاب مدلی متناسب با سازمان توجه به معیارهای زیر ضروری است
- تحلیل دقیق نوع صنعت؛
- فرهنگ سازمانی؛
- اهداف استراتژیک؛
- میزان دادههای قابل اعتماد.
مثال Gainsharing
- یک هتل بزرگ با همکاری کارکنان بخش خانهداری و تدارکات، برنامهای برای کاهش مصرف مواد شوینده و بهینهسازی زمان نظافت اتاقها اجرا کرد. نتیجه این اقدام، کاهش 10٪ هزینههای ماهانه مواد مصرفی و افزایش سرعت آمادهسازی اتاقها میشود مدیریت بخشی از این صرفهجویی را بهصورت نقدی بین کارکنان همان بخش تقسیم کرد.
- در یک کارخانه تولید قطعات خودرو، کارکنان بخش مونتاژ پیشنهاد تغییر جانمایی خط تولید ارائه میدهند که منجر به کاهش ۱۰٪ زمان مونتاژ و صرفهجویی ۵٪ در مصرف انرژی شد. مدیریت منافع حاصل از این صرفهجویی را محاسبه نمود و ۵۰٪ از ارزش مالی آن را بهعنوان پاداش بین اعضای تیم توزیع نمود. این پاداش مستقیم حاصل تلاش و بهبود عملکرد درون واحد بود، نه وابسته به سود کل شرکت.
نتیجهگیری
- رویکرد مشارکت در منافع بهره وری Gainsharing فراتر از یک سیستم پاداش بهره وری است؛ این رویکرد با ایجاد ارتباط بین عملکرد تیم و پاداش ملموس، فرهنگ مشارکت و بهبود مستمر را در سازمان نهادینه مینماید
- انتخاب مدل مناسب و تعریف شاخصهای دقیق، کلید موفقیت در اجرای این رویکرد است و میتواند با هدایت سازمان در مسیر بهرهوری پایدار و رضایت شغلی را ارتقا دهد.
این مطلب توسط مهندس پیام خرازیان گردآوری شده است.
منبع :
کتاب Productivity Gainsharing
International Labor Office- Geneva









دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.