مثال های ارزش پیشنهادی
ارزش پیشنهادی Value Proposition همان چیزی است که یک برند یا کسبوکار در ذهن مشتری متمایز مینماید. در این مطلب با مثال های ارزش پیشنهادی در صنایع مختلف نظیر خودروسازی، آب معدنی، عطر و ساعت ارایه شده است.
مثال های ارزشهای پیشنهادی
ارزش پیشنهادی پاسخی است به این سؤال مشتری که “چرا باید این برند را انتخاب کنم؟” محصول ممکن است ساده یا حتی مشابه رقبا باشد، اما این پیام و داستان برند است که باعث میشود مشتری آن را انتخاب نماید.
خودروسازی
Toyota : کیفیت بالا، دوام، قابلیت اطمینان و ارزش در مقابل قیمت.
BMW : لذت رانندگی، عملکرد اسپرت، نوآوری فنی و لوکس بودن.
Mercedes-Benz : ایمنی پیشرفته، فناوری روز، راحتی و پرستیژ برند.
Tesla : نوآوری در خودروهای الکتریکی، تکنولوژی خودران، پایداری زیستمحیطی.
Volkswagen : ترکیب کیفیت آلمانی، طراحی کاربردی و قیمت رقابتی.
Ferrari : سرعت، طراحی منحصربهفرد، انحصار و تجربه لوکس رانندگی.
Hyundai/Kia : قیمت مناسب، طراحی مدرن، گارانتی طولانی و فناوری بهصرفه.
آب معدنی
آب در ذات خود هیچ تفاوتی ندارد، اما برندها با بازاریابی هوشمندانه توانستهاند برای آن داستان و هویت متفاوت بسازند.
- Evian برند فرانسوی سالها با نام و بستهبندی شیک خود، تصویر «لوکس بودن» را به آب معدنی بخشید.پیام پنهان این برند نشانهی سبک زندگی سطح بالا است.
- Fiji روی خلوص و طبیعی بودن تأکید میکند. بطریهای شفاف و تصویر جنگلهای بارانی فیجی، مصرفکننده را به دنیای «پاکی و طبیعت بکر» میبرد.
- Pump برای ورزشکاران طراحی شده است. درپوش خاص و طراحی شبیه قمقمه ورزشی، آب را به بخشی از «سبک زندگی فعال» تبدیل کرده است.
- Another Bloody Water با شوخطبعی و نام طنزآمیزش، به مسخره بودن خرید آب معدنی در کشوری مثل استرالیا اشاره دارد و مصرفکننده را میخنداند.
- Voss با بطری شیشهای سنگین و طراحی مینیمال، آب را به یک «اکسسوری لوکس» بدل کرده است که روی میز رستوران جلوه دارد.
حتی در بازاری که محصول “یکسان” است، برندها میتوانند با خلق روایت متفاوت، جایگاه خاصی در ذهن مشتری ایجاد کنند.
عطر
عطر یکی از بهترین مثالها برای ارزش پیشنهادی است. چرا؟ چون ماده اولیه آن ساده و ارزان است، اما برندها توانستهاند با بستهبندی و تبلیغات، آن را به محصولی صد دلاری تبدیل کنند.
- Davidoff داویدوف: با کمپینهایی مثل «کول واتر»، تصویری از ماجراجویی، دریا و مردانگی ساخت. مشتری عطر را میخرد تا «حس جیمز باند بودن» داشته باشد، نه صرفاً برای بوی خوش.
- Issey Miyake ایسی میاکه: بر خلاف دیگر برندها، روی سادگی و طبیعت تمرکز دارد. پیام آن «تازگی و مینیمالیسم» است.
- Versace Eros ورساچه اروس: تبلیغاتش مستقیم روی جذابیت جنسی تمرکز دارد. بطری و نام برگرفته از اسطورههای یونانی هستند.
- John Varvatos جان وارواتوس: برندی متفاوت که روی «فرهنگ و اصالت» تأکید دارد. پیام این است که شما با خرید این عطر، عضوی از جامعهای باکلاس و خاص میشوید.
مشتری عطر را نمیخرد تا فقط بوی خوبی بدهد؛ او آن را میخرد چون میخواهد خودش را در نقش یک شخصیت متفاوت تصور کند.
ساعت
وسیله کاربردی تا نماد جایگاه اجتماعی
امروز همهی ما ساعت را در گوشی داریم، اما همچنان میلیاردها دلار ساعت مچی فروخته میشود. چرا؟ چون ارزش پیشنهادی ساعت دیگر «زمان نشان دادن» نیست.
- Patek Philippe پاتک فیلیپ: تبلیغاتش میگوید: «این ساعت را برای فرزندانت به ارث میگذاری.» پیام آن ارزش عاطفی و میراث خانوادگی است.
- Rolex رولکس : یک نماد پرستیژ و موفقیت است. داشتن رولکس یعنی “من موفق شدهام”
- Swatch سواچ : سادگی و سرگرمی را انتخاب کرد. قیمت مناسب و طراحیهای رنگارنگ باعث شد به نماد «جوانی و مد روز» تبدیل شود.
- Fitbit فیتبیت : ساعتهای هوشمند ورزشی که تمرکز اصلی آنها بر سلامت و آمار فعالیت روزانه است. این محصول ساعت را از یک اکسسوری مد به یک ابزار سلامتی و انگیزهبخش تبدیل کرد.
حتی یک محصول سنتی مثل ساعت میتواند با ارزش پیشنهادی جدید، بازار کاملاً متفاوتی را به دست آورد.
بررسی این صنایع نشان میدهد که:
- محصول مهم نیست، روایت مهم است. حتی یک کالای یکسان مثل آب میتواند با داستان متفاوت، مشتری خاص خودش را پیدا کند.
- تمایز کلید ماندگاری است برندهایی موفقاند که یک جایگاه روشن در ذهن مشتری بسازند.
- ارزش پیشنهادی فقط ویژگی فنی نیست، مشتریها بیشتر به احساسات، هویت اجتماعی و تجربه خرید اهمیت میدهند.
این مطلب توسط مهندس پیام خرازیان گردآوری شده است.




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.